X
تبلیغات
فرشتـه کوچـک بهشتـی من - آزمایشهای دوران بارداری

فرشتـه کوچـک بهشتـی من

خاطرات پسـر کوچولـوی میتـرا و امیـر

تاریخهای مهم دوران بارداری

 ۲۹/۴/۸۷  ، تقریبا ۵ هفته و ۴ روز ، ۹ صبح  = آزمایش بـارداری

۱۲/۵/۸۷  ،  ۷ هفته و ۲ روز  ، ۱۸:۳۰ بعداز ظهر = اولین سونوگرافی و شنیدن اولین ضربـان قلب جنیـن

۲۳/۶/۸۷ ، ۱۳ هفته و ۲ روز ، ۷ شب = آزمایش اندازه گيري چين پشت گردن (سلامت جنیـن )

۱۴/۷/۸۷ ، ۱۶ هفته و ۵ روز ، ۱۸ بعد از ظهر = آزمایش کـواد مارکـر (سلامت جنیـن )

۱۴/۸/۸۷ ، ۲۱ هفته ، ۸ شب = تعیین جنسیت ، پسـر پسـر قند عسل ، ۴۲۰ گرم

۱۷/۸/۸۷ ، ۲۱ هفته و ۳ روز  ، ۸ شب = شروع اولیـن حرکات ، ضربـه ای (مثل حرکت ماهی!)

۱۹/۱۱/۸۷ ، ۳۴ هفته و ۴روز ، ۱۸ بعد از ظهر  = سونـوگرافـی بیـوفیزیــکال ، ۲۵۵۰ گرم

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 بهمن1387ساعت 12:58  توسط مامان میتـرا  | 

سونوگرافی هفته 35

سلام عزیز دلم

دیروز رفتم سونوگرافی فکر کنم دیگه آخرین سونوگرافی بود ...

مامان بزرگ از ساعت ۱ بعدازظهر تو بیمارستان مهر تو نوبت نشسته بود تا من و خاله مانی ساعت ۵ عصر رسیدیم اونجا و بالاخره ساعت ۶ عصر نوبتمون شد.... حالا خوبه ما از یک ماه پیش وقت گرفته بودیم وگرنه فکر کنم ساعت ۱۱ شب کارمون تموم میشد...

عزیز دلم هم سونوی سلامت جنین انجام دادم هم سونوی بیوفیزیکال ، خدارو صدهزار بار شکر که همه چیز خوب و بود و پسر گل من سالم سالم بود

تو سونوی سلامت جنین خانم دکتر الماسیان گفت دیگه بزرگ شدی و تو صفحه جات نمیشه !!! الهی قربونت برم ... گفت خیلی مو داری و موهات تو کیسه آب شناوره ... منم کلی ذوق کردم که کچل نیستی!!!!  بعدشم گفت ماشاله مژه هات هم خیلی زیاده ، دستت روی پیشونیت بود و صورت ماهت معلوم نبود خانم دکتر با پروب دستگاه رو دلم میزد و میگفت پسر شیطون پاشو ، دستتو بردار ، تکون بخور... تا بالاخره شما یه تکونی به خودت دادی و دستتو از روی صورتت برداشتی تا من تونستم لپهای توپولیتو ببینم ...

استخوان رونت رو اندازه گرفت ( FL ) و گفت قدت هم خوبه ، وزنت هم 2550 گرم بود که اون هم خداروشکر نرمال بود ، بهم گفت نهایتا تا ۲۲ اسفند ۸۷ به دنیا میای و الان هم هفته 35 هستی...

پسر عزیزم ، قربون اون لبهای غنچه ایت برم که تو سونو جمعشون کرده بودی و مثل غنچه گل شده بود...  ضربان قلبت 154 بود و داشت مثل قلب گنجشک میزد، ایشالا که 120 سال با سلامتی و آرامش برات بزنه عزیزم...

بعد از سونوی سلامت جنین نوبت سونوی بیوفیزیکال شد (NST)، یه دستگاه کوچولو روی دلم نصب کرد و با کش بست جاهای مختلف شکمم بعدش اونو به یه دستگاه دیگه وصل کرد و یه دکمه بهم داد تا در مدت نیم ساعت هر وقت تو تکون خوردی من اون دکمه رو فشار بدم ، جواب اون هم خوب بود و پسر گل من تو امتحان بیوفیزیکال نمره 10 از 10 گرفت و اولین امتحانشو با نمره 20 قبول شد.....هورااااااااااااااااااااااا

دیگه از فردا به مدت 30 روز شمارش معکوس شروع میشه ... منتظر دیدنتم عزیز دلم.

این جدولهای زیر نمودار رشد جنین در هفته های دوران بارداریه که من هفته ۳۵ رو که فندوق من اندازه گیری شده توش علامت زدم ، قربونت برم تو در حدود خیلی خوب قرار داری یعنی اندازه هات کاملا نرماله ( بزنم به تخته! )

Image and video hosting by TinyPic

* جدول A بررسی طول FL ( استخوان ران ) بر حسب هفته بارداریه که سه رنج حداقل نرمال، نرمال نرمال و حداکثر نرمال داره و عسلک من طبق سونوگرافی ( ۷cm = FL  ) نرمال نرماله....

* جدول B بررسی طول BPD(قطر سر ) بر حسب هفته بارداریه که اون هم سه رنج حداقل نرمال، نرمال نرمال و حداکثر نرمال داره و قندک من طبق سونوگرافی ( cm ۸/۷ = BPD ) نرمال نرماله....

* خدایا شکرت*

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 بهمن1387ساعت 10:23  توسط مامان میتـرا  | 

چاقالو شدم...!

سلام به نی نی خوشگلم که دلم میخواد هرچه زودتر بغلش کنم . عزیز دلم دیروز با بابا رفته بودیم پیش خانم دکتر تا هم جواب آزمایشو نشونش بدم هم ببینم کی بهم میگه برم سونوگرافی تا بفهمم تو کوچولوی ۱۷ هفته ای با 155 گرم وزن و  حدود 12.7 سانتي متر قد که تقريبا اندازه يك سیب زمینی بزرگی !! بالاخره دخملی یا پسملی ؟؟؟؟

خدارو شکر همه چیز خوب و نرمال بود ...

قربونت برم واسه من و بابایی اصلا فرق نمیکنه تو چی باشی مهم اینه که هستی ! ومهمتر اینه که سالم باشی. واسه همینه که من همش به دستور بابا امیر و مامان بزرگ و خاله ماندانا همش غذا و میوه میخورم ....

مامانی میدونی چقدر منو چاق کردی ؟؟؟ از ۵۴ کیلو شدم ۶۴ کیلو !!! دکتر دعوام کرد و گفت داری زیادی تپل میشی آخه واسه ۴ ماه یکم زیاده !!     بعدشم تاریخ سونوگرافی رو ۳ هفته دیگه زد خیلی دیره ....

آخه من میخوام زودتر برات لباس و کفش و وسایل بخرم طاقت ندارم تا اون موقع صبر کنم ....

        
+ نوشته شده در  سه شنبه 23 مهر1387ساعت 7:42  توسط مامان میتـرا  | 

17 مهر 87 نتیجه آزمایش

               

 

امروز خونه مامان اینا هستیم قرار شد امیر همینکه جواب آزمایشو گرفت بهم زنگ بزنه و زودتر بگه . ‌دل تو دلم نبود . بالاخره زنگ زد  . خدارو شکر همه چیز خوب و نرمال بود  خدایا شکرت

ایشالا همه بچه ها سالم باشن و پدر و مادرهایی که نگران نی نی هاشون هستن زودتر از نگرانی در بیان 

 امروز قراره خواهر و برادر امیر با همسرانشون بیان خونه مامانم اینا . باید برم به مامانم کمک کنم .  فعلا ....


                                                         

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مهر1387ساعت 7:41  توسط مامان میتـرا  | 

14مهر 87 آزمایش کواد مارکر

              

امروز با امیر رفتیم آزمایشگاه پاتوبیولوژی نیلو داخل خیابان توانیر تا طبق سفارش خانم دکتر آزمایش کواد مارکر بدم . خیلی نگران بودم البته بیشتر از ترس خود آزمایش جو آزمایشگاه با زن و شوهر های سن بالا و پایین و عکسهای بچه ها روی دیوار آزمایشگاه که بعضی هاشون هم سندروم داون داشتن باعث استرسم شده بود   اما امیر خیلی آروم بود و همش بهمن دلداری میداد که نگران نباشم و اون مطمئنه که نی نی مون کاملا سالمه !

بالاخره آزمایش خون دادم و قرار شد ۳ روز دیگه امیر بره جوابشو  بگیره . همش دعا میکردم خدایا نی نی مون سالمه سالم باشه

با هم یکم پیاده اومدیم و رفتیم چند تا از فروشگاههای سیسمونی خیابون ولیعصرو دیدیمو کلی ذوق کردیم ....

     

 

چقدر وسایل بچه گونه خوشگلن دلم میخواست همشو بخرم ! همه عروسکها و پستونک ها و شیشه شیرها و....                                       

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 مهر1387ساعت 7:37  توسط مامان میتـرا  |